من پری کوچک غمگينی را می شناسم که در اقيانوسی مسکن دارد و دلش را در يک نی لبک چوبين ، می نوازد آرام آرام...

/ 2 نظر / 2 بازدید
فریبااحمدی

چشمهای دریا من خودم را از چشمهایم می شناسم من خودم را با چشمهایم می شناسم دلم بحال اشکهایم می سوزد ! دلم بحال چشمهایم می سوزد! چشمهای خسته چشمهای خیس چشمهای نگران چشمهای ابری چشمهای منتظر در انتظار فردا فردائی روشن فردائی نزدیک کاش میشد اشکها را جمع کرد! دریاها داشتم من آنگاه

mansoor

هر کس شبکوري ار پي رتينيت پيگمنتوزاداره برام ايميل بزنه