كلامي از شيخ <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

شيخ ابوسعيد ابوالخير يك بار به توس رسيد . مردمان از شيخ استدعا‌ي مجلس كردند اجابت كرد . بامداد در خانقاه استاد تخت بنهادند . مردم مي‌آمد و مي‌نشست . چون شيخ آمد ، مقريان قران بخواندند و مردم بسيار در آمدند ، چنانچه هيچ جاي نبود . معرف بر پاي خاست و گفت خدايش بيامرزاد كه هر كسي از آنجا كه هست يك گام فراتر آيد .

و شيخ گفت : و صلي الله علي محمد و آله اجمعين  و دست به روي فرود آورد و گفت : هرچه ما خواستيم گفت و همه پيامبران بگفته‌اند ، او بگفت كه آنچه هستيد يك قدم فراتر آييد .

كلمه‌اي نگفت و از تخت فرود آمد و بر اين ختم كرد مجلس را .

 

ُاسرارالتوحيد ُ

/ 3 نظر / 22 بازدید
موسي

شكر كه شما هم يك قدم پا فرا گذاشتيد و از دايره اپتومتري بيرون آمديد. گو اينكه در عمل همواره شيخيد براي ما...

معيت

سنی يانمياسان موسا

احمدی

سلام ! اولا آفرین به موسی !اما بعد... و بازهم محرم آمد و بازهم عاشورا شد . اما دیگر محرم برای ما ماهی از سال و عاشورا روزی از 365 روز نیست که هرروزمان عاشوراست و هرلحظه باید انتخاب کنیم که ... براستی آیا منظور از آن 10شبی که خداوند در سوره فجر به آن قسم میخورد 10 شب ذیحجه است که به عرفه و قربان ختم میشود ؟یا 10 شب محرم که به تاسوعا و عاشورا منتهی میشود؟ من نمیدانم فقط ميدانم که سوره فجر سوره حسین (ع )است که او نفس مطمئنه است و میدانم که زهرا (س) سوره قدر است آن لیله مبارکه زیرا که...