سلامی دوباره

بالاخره کنگره مشهد 9-10-11-اردیبهشت با تمام بگو مگوها برگزار گردید برغم عدم استقبال همکاران چیزی از ارزشهای زحمات دوستانمان در مشهد کم نشد و زحمات خیلی ها بخصوص آقای دکتر عظیمی و اثنی عشری و ...قابل شایسته ترین تقدیرها بود.من که از غربی ترین نقطه شمال کشور به شرقی ترین آن رفته بودم  خیلی از همکاران مورد انتظارم را نیافتم .شاید هم آنها نه شرقی نه غربی بلکه محمود آباد شمال را ترجیح داده بودند! لااقل ایندفعه غربت امام غریب را بهتر حس کردم .

راستی (اخوی و همکارم) علی آقا هم بودند .البته برخی از دوستان قدیم که همواره همراه هم می بودیم راهی دانشگاه قشم شده اند که غیبتشان موجه است.امیدوارم 27-28-29- مرداد همدیگر را در کنگره تهران ببینیم.

 آنچه جای تآمل است فاصله ها است که شاید بعلت ارتقائ سطح دوستان باشد نمیدانم.ولی من هنوز هم یا در کوچه مشیری ام یا باغچه مصدق با سیبی دندان زده...

/ 2 نظر / 25 بازدید
احمدی

سلام ... چه عجب شمارا دیدیم ؟! اگر قاصدک بودم، دیگر سنگین نبودم دیگر غمگین نبودم اگر قاصدک بودم، لحظه ای درنگ نمی­کردم به هر بهانه­ای خود را رها می­کردم چرا باید بمانم ؟ چرا باید بمیرم ؟ چرا باید به زمین بچسبم ؟ چرا باید لذت پرواز را احساس نکنم ؟ چرا باید پرواز را فقط درخواب ببینم ؟ چرا نمی­توانم خنکنای ابرها را احساس کنم؟ چه کسی بهتر از من می­تواند پرواز کند؟ چه کسی زیباتر از من می­تواند بچرخد؟