سلام کودکی

بدینوسیله من رسما از بزرگسالی استعفا می کنم

می خواهم به یک ساندویچ فروشی بروم و  فکر کنم آنجا یک رستوران 5 ستاره است.

می خواهم فکر کنم شکلات از پول بهتر است چون می توانم آن را بخورم .

می خواهم زیر یک درخت بلوط بزرگ بنشینم و با دوستانم بستنی بخورم.

 می خواهم درون یک چاله بازی کنم و بادبادک خود را در هوا پرواز دهم .

می خواهم به گذشته برگردم  / وقتی همه چیز ساده بود / وقتی داشتم رنگها  جدول ضرب و شعرهای کودکانه را یاد می گرفتم / وقتی نمی دانستم که چه چیزهایی نمی دانم و هیچ اهمیتی هم نمی دادم .

می خواهم فکر کنم که  همه ساده و صادق هستند ...وقتی برایم لبخند می زنند واقعا دوستم دارند ... هیچ کاسه ای زیرش .... می خواهم که از پیچیدگی های دنیا بی خبر باشم.

نمی خواهم زندگی من پر شود از کوهی از  مدارک اداری  / اسناد ملکی / صورت حساب ها / جریمه ها و ...

می خواهم به چشم ها ایمان داشته باشم / به یک کلمه محبت آمیز / به صلح / به عشق / به باران ...

...   ...   ...

 

این دسته چک من / کلید ماشین /  کارت اعتباری  و بقیه مدارک ...  مال شما / من رسما از بزرگسالی استعفا می دهم شاید هم به همین زودی رفتم قشم...

/ 4 نظر / 20 بازدید
Nassr Najafi

زندگی گل زردیست بنام غم مرواریدگرانبهاست بنام اشک آئینه شکسته است بنام دل فریاد رسایی است بنام آه جاده ایست بنام محبت رشته کوهیست بنام وفا که به دریا می ریزد بنام صفا

صنوبر

سلام برشما آری گاهی لازمه کودک باشیم وسفری به دنیای کودکان کنیم آنوقت دنیا دوباره زیبا می شود رفیق![لبخند]

محمد

ممنون ناصر و صنوبر که سری بهم زدین ... از بزرگسالی خسته شدم

صنوبر

سلام لطفا نظر خصوصی را بخوانید[لبخند]