رد پاي خدا <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

چندي پيش دوست عزيزي اين اشعار زيبا را برايم معرفي كرد . خواهيد ديد كه چقدر زيبا و عرفاني است ،آنهم در ايامــــي كه خبرم دادند زهرا مرد ! زهرا با روحي پرسشگر و تلاشگر ، او كه هميشه براي استقلال خود با زندگي مي‌جنگيد . انگار همه جنگ‌ها براي رسيدن به آرامش است !

روحش غريق رحمت الهي باد .

/ 4 نظر / 2 بازدید
فریبااحمدی

من مسلمانم ،قبله ام یک گل سرخ ،جانمازم چشمه ،مهرم نور ،دشت سجاده من ،... و خدائی که در این نزدیکی ست،لای این شب بوها ، لای آن کاج بلند،...من خدا را در هربرگ ،در هرگل می بینم ،در هر شبنم اشکی که ببارد باران ...هو معکم اینما کنتم .واو با شماست هرجا که باشید ،نحن اقرب الیه من حبل ورید .و نزدیکتر است به شما از رگ گردنتان .و نزدیکتر است به شما از خودتان .و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب ووقتی بندگان من، مرا از تو پرسیدندو خواستند بدانند که کجایم .بگو انی قریب من نزدیکم و اگر بمن متوجه شوند و یادمن بیفتندمن آنها را اجابت میکنم اجیب دعوت داع اذا دعانی.و آن خدائی که آسمان و زمین گنجایش اورا ندارد،قلب بنده مومن جایگاه اوست زیرا که قلب المومن عرش الرحمن .و حرمت قلب مومن در تزد او از حرمت کعبه نیز بالاتر است...ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی -کین ره که تو میروی به ترکستان است .

معيت

سلام خانم فریبا خانم ،از پيغامی که گذاشتيد ممنونم ولی اون بيت آخر مشوشم ميکنه!

فریبااحمدی

سلام آقای معیت،خانم پروانه خانم چند وقتی است که تمام شده است نه ؟ بیت آخر برای آنها بود که به کعبه میروند اما قلب مومنان را که بالاتر از کعبه است می شکنند؟بخودت نگیر ،مشوش نشو.آرامش از آن خداوند و بندگان پاک اوست.